دیروز صبح زود براى انجام یک کار بانکى از خانه بیرون زدم.خیابان پُر بود از تاکسى ها و وَن هایى که توى هم مى لولیدند.دختر بچه هاى دبستانى،سرخآبى و یاسى و لیمویى و ...،مثل جوجه هاى رنگى رنگى،توى سرویس هاى مدارس ورجه وورجه مى کردند و گاهى که دقت مى کردى،انگار یکى از آنها مانده بود زیر دست و پاى بقیه و داشت لِه مى شد!از بین تمامِ رنگ هاى خیابان،چشمم به یک کوله پشتى صورتى افتاد که در ارتفاع نسبتا بلندى خودنمایى مى کرد!یک لبخندِ غلیظ پاشید توى صورتم و ترمز کردم و با لذت به عبورِ این صحنه ى بِکر زُل زدم و برایشان دست تکان دادم.یک باباى خوب که دست هاى کوچک دخترش را توى دست هاى پَهنش مشت کرده بود و کوله پشتىِ قشنگِ دخترانه اش را خودش به دوش مى کشید!اصلا مرد بودن به همین چیزهاست!به عقیده ى من،مردهاى قوى حتما بلد هستند خرمن موهاى یک زن را چگونه ببافند!مردهاى بزرگ بلد هستند خاله بازى کنند و با دخترشان فروزِن تماشا کنند و لذت ببرند!حتى وقتى خسته از سرِ کار برمیگردند،مى توانند پسرشان را از پا آویزان کنند و با او کشتى بگیرند و خانه را روى سرشان بگذارند!مرد بودن به همین چیزهاست!به کوله پشتىِ صورتىِ روى شانه هاى مردانه شان!
ما را در سایت مردهاى صورتى دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20