پس از دوشیزگى

خرید بک لینک

و ....

غروبِ سردی از روزهای خدا،

بی شک،

آنقدر دخترانه هایم را قد کشیده ام که حجم اتاقم، قواره ی تنهائی های صبورم نیست!

و قاب های خالی ِ من،آغشته به روزهای دور

رد می شوند از شانه ی دیوار!

من،تمام کودکی ام را در چمدان کوچکم جا میدهم

و در حوالی یک حسرتِ خیس،

چشم می چرخانم چاردیواری معصومم را

خیره می مانم به تختی که جز من در آغوش هیچ کس نخوابیده!

و غرق می شوم در سکوت سکرآور و امنَشْ

تنها صدای لکنت گرفته ی ساعت

دریغ میکند از من

لحظه های آخر را!


"مدادرنگى"

مردهاى صورتى...

ما را در سایت مردهاى صورتى دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 11:35

صفحه بندی