ما دخترها یکجورِ عجیبى دچار فوبیاى چاقى هستیم.حتى آنهایى که سایز لباسشان S است و به قولِ برادرم دارند از وسط تا مى شوند هم نگران این هستند که خداى نکرده،زبانم لال،سایزشان تغییر کند و M بپوشند!ترجیح میدهیم لاغر باشیم و از روى لباسمان بتوانند دنده هایمان را بشمارند تا اینکه یک گرم اضافه وزن داشته باشیم.اما مردها خیلى متفاوت اند!آنها نه تنها اصلا برایشان مهم نیست چندکیلو اضافه وزن دارند،بلکه شکمِ برآمده ى قناصشان را مایه ى اعتبار مى دانند!جالب است بدانید همین آقایون در برابر اضافه وزن همسرشان چنین عقیده اى ندارند و بیشتر از اینکه به فکرِ چاره اى براى استایل خودشان باشند،نگرانِ رژیمِ ناموفق بانو هستند!و البته خانوم ها هم نسبت به چاقى آقایون گارد ندارند و آنرا با افتخار به پاى دستپخت لذیذ خودشان مى گذارند و با نوازش روى شکم ورقلمبیده ى آقا دست میکشند!این مساله را کم و بیش در اطرافم حس کرده بودم اما وقتى برایم مسجل شد که چند روز پیش در مراسمِ نذرى پزون که توى خانه ى پدربزرگ مرحومم انجام میشد،یک ترازو به میدان آمد!پسرعموى بزرگم آن را آورده بود که تک تک اعضاى فامیل را وزن کند و توى آن هاگیرواگیر عزادارى،بساط خنده بپا کند!
اول آقایون را وزن کرد و هرکس که وزنش بیشتر بود،احسنت و مرحباى قراترى نصیبش شد و با سرى برافراشته از ترازو پایین آمد!و البته همه عجله داشتند که نوبت به آنها برسد!نوبت که به خانوم ها رسید هرکسى یک بهانه اى آورد و یکجورى سعى کرد در برود که خب اکثرا ناموفق بودند!عمه خانوم ها که چشمى هم میشد وزنشان را بالاى هشتاد کیلو حدس زد،معاف شدند و دخترعمه ها هرکدام با جیغ و التماس و تهدید سعى کردند حفظ آبرو کنند که نشد!مادرم با اینکه واقعا در سن خودش فوق العاده است و همه از استایلش تعریف مى کنند هم اضطراب داشت که روى ترازو برود!حتى خواهرم که اعتماد به عرش دارد در این زمینه،دچار استرس بود!نوبت به من که رسید،با تعجب متوجه شدم واقعا دلواپس این هستم که وزنم از دیگران بیشتر باشد و لاغرتر بودن از بقیه،برایم حائز اهمیت شده بود!!!!!
حالا که فکر میکنم،ریشه ى این پدیده برمیگردد به سندرم مانکن پسندى آقایون!تحلیلش با خودتان،دستم خسته شد از بس تایپ کردم:/
ما را در سایت مردهاى صورتى دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26